نتایج همیشه شوم ساخت وپاخت با روسهادرتاریخ ایران

«به مصداق آن که گفته اند:الدرس حرف والتکرار الف،بنده مجددا وبرای هزارمین بار تکرار می کنم که:بدترین سیاست در ایران ،خود را با روسها درانداختن است،وبدتر از آن با روسها ساختن!؟»همین امروز وبرای نوشتن این یادداشت داشتم کتاب "تلاش آزادی" استاد را ورق می زدم که متوجه شدم تنها در همین یک کتاب ایشان دهها نمونه از عواقب شوم ساخت وپاخت کنندگان باروسها ارائه گردیده است.مثلا با مطالعه ی این کتاب متوجه می شویم:               -خلع مفتضحانه ی "محمدعلی شاه" واخراج خفت بار او از ایران نتیجه ی روابط حقارت آمیز او با روسها بود....       -پایان کار حکومت قاجاریه وتبدیل شدن آنان به یکی از نفرت انگیز ترین سلسله های سلطنتی در تاریخ ایران عاقبت نهائی ساخت وپاختهای پنهانی سران این حکومت همچون احمد شاه ومحمد حسن میرزا ولیعهد باروسها بود....        _حتی سلسله ی پهلوی زمانی (به قول حاکمان فعلی)به زباله دان تاریخ پیوست که "محمد رضا شاه" تصمیم گرفت علاوه بر آمریکائی ها وانگلیسی ها با همسایه ی شمالی خویش یعنی اتحاد جماهیر شوروی نیز روابط آنچنانی پیدا کند!.....                  _"شیخ فضل الله نوری" زمانی بر سر دار رفت که مجاهدان مدارکی از ارتباط تنگاتنگ او با روسهابه مردم ارائه کردند.استاد باستانی به نقل از منابع تاریخی دراین مورد نوشته اند:«روز سیزده رجب، حاج شیخ فضل الله را که از حمات(حمایت کنندگان)شاه مخلوغ بود وبرضد مشروطه بود واین روزها کاغذی از ایشان به دست آوردند که قشون روس را که در قزوین بودند به شهر(تهران)دعوت کرده بود،ااستنطاق کرده به دار مجازات آویختند.»                    _شکست فاجعه بار قیام "میرزاکوچک خان جنگلی" وتبدیل شدن نهضت او از یک قیام مردمی به نهضتی بی خاصیت وآسیب پذیر زمانی صورت پذیرفت که در فهرست سران جنگل این اسامی دیده شدند:"ابیوکوف"(فرمانده قوا)،"ترونین"(رئیس اداره ی سیاسی)،"بولومکین"(رئیس کمیسری)،"گووسف"(رئیس تامینات)،"آبیخ"(معاون دژبانی)و...         _قیام های افرادی مثل"کلنل محمد تقی خان پسیان"، "شیخ محمد خیابانی" وحتی "پیشه وری" که هرکدام زمانی با درجاتی از حمایت مردمی همراه بودند بلا استثنا در زمانهائی شکست خوردند که این افراد تصمیم به سازش وساخت وپاخت (ولو موقتی) با روسها گرفتند.(گواین که همه ی انها در تاریخ بدنام نشدند اما به جائی هم نرسیدند)                       _"سید حسن مدرّس"، "رحیم زاده ی صفوی"،"مشیرالدوله پیرنیا"(کسی که کتاب تلاش آزادی درواقع سرگذشت اوست) و بسیاری دیگر ،شخصیت هائی هستند که در این کتاب استاد باستانی ماجراهای ساخت وپاختشان با روسها وبه دام افتادنشان در تله ی روباه گیری آنان را شرح داده اند واز عاقبت شوم ومنحوس بسیاری از این افراد عبرتها آموخته اند اما افسوس که برخی از ما کوچکترین توجهی به این عبرتها نکرده ایم...!                 ای کاش زمامداران ورهبران ایران در همه ی دوره ها جزئی بسیار کوچک از وقت خود را به خواندن" تاریخ واقعی"(ونه آن چرندیاتی که برخی موسسات دولتی تولید می کنند) اختصاص می دادند ویا با رفتن به محضر اساتیدی چون باستانی پاریزی لا اقل این جمله را از ایشان به خاطر می سپردند که:«در سیاست ایران، خطرناکترین کارها ،خود را با روسیه در انداختن است وخطرناکتر از آن وخیلی خطرناکتر،با روس ها ساختن!»                    وحیف وصد حیف که من بنا به توصیه ی اندیشمندانه ی استاد قصد ندارم که خودم را با روسها دربیاندازم وگرنه همین الان می گفتم که سابقهِ ی دخالتهای انها در ایران تاچه حد برای ما ایرانی ها مصیبت بار بوده است مثلا می گفتم که همین ها بودند که طی دو معاهده ی تحمیلی وذلت بار گلستان وترکمانچای هفده شهر قفقاز ودهها سرزمین آباد وپربار را از ایران عزیز جدا کردند(کلّ جمهوری آذربایجان،تمام خاک ارمنستان،بخش اعظم گرجستان و....در سوی دیگر تاجیکستان،بخشهای عظیمی از ترکمنستان،قزاقستان و.......) یا می گفتم که باز همین روسها بودند که در برهه های مختلف مثلا هم در جنگ جهانی اول وهم در جنگ جهانی دوم قدمهای منحوسشان را بر بخشهائی از خاک پاک ایران گذاشتند ومثلا چندین بار تبریز غیور ودلاور را با نامردی اشغال کردند یا می گفتم که چگونه دژخیمان روسیه ی تزاری در ظهر عاشورا،دهم محرم سال١٣٣٠ هجری قمری روحانی بزرگوار وآزادهِ ایران "ثقةالاسلام" را به همراه جمعی دیگر از زشید ترین فرزندان ایران در شهر خودشان وپیش چشم هموطنان مظلوم ما به دار آویختند،   یا می گفتم وقتی که در شهریور١٣٢٠ خورشیدی تهران دلاور زیر چکمه های منحوس "ارتش سرخ"به لرزه درآمد مردم بینوای پایتخت شاهد چه صحنه های فجیعی از بی شرمی روسها بودند..........نه! من هیچکدام از اینها را نمی گویم اما قلبم به درد خواهد آمد اگر نگویم:چه وقاحتی می خواهد ساخت وپاخت کردن با این روسها....

/ 3 نظر / 31 بازدید
مرتضا

میترسانی ما را دکترجان! درست که قول حضرت استاد حجت موجه است اما مسالتن: شما فرض را احتمالا سخنان حضرات سازگارا و نوری زاده و دیگران گرفته اید و بعد فرموده اید که هر که به روسها دل داد، بیدلش کردند! من کاری به گوینده ندارم اما دوست دارم کمی راجع به این صغری گفتگو شود سپس به آن کبری برسیم. اگر چیزی میدانید که ما بیخبریم امساک نورزید... ضمنا دلمان هم برای یک گعده ی حسابی تنگ شده است. شاخه های نورش با ما...

میتراسلیمانی

درود برآقای ملک اولا بابت حضورتون سپاس دوما اینکه حسابی بنده رو شرمنده کردین...ازلطفی که نسبت به من دارید خیلی ممنونم! ___________________________________________ منم موافقم که تاریخ کشورما بارها ثابت کرده به روس جماعت نمیشه اعتماد کرد!شاید از طرف این روسها خیری به مسئولین میرسه...شایدم تضمین کردن که درصورت به جایی رسیدن فرزندان مسئولین آینده اونارو تامین میکنن[مغرور] و موافق این حرف هستم که تاریخ درحال تکرار شدنه!

اسحق فتحی

درود بر شما - بله به سوراخی اشاره کردید که ایران بارها از آنجا گزیده شده و البته وقتی یک نظام فرو می پاشد و برخی دانشمندانش با واسطه و بیواسطه به گسترش دانش هسته ای در جهان می پردازند و ایران نیز یکی از مشتری های پر و پا قرص آنان است و آخرین شیوه های کنترل شهروندان و تفتیش عقاید را در کشور میبینیم و بی شک در این میان رد پای کسی جز روسها را نمی توان رد یابی کرد خیلی دور از ذهن نیست که بزودی با تغییر روند_ شرایط روسها باز هم مانند گذشته به ایران نارو بزنند - زنده باشید