تو در میان گلها ، چون گل میان خاری!...

چه کسی  میتونه  در  چند  بیت کوتاه ، این همه معنا و مفهوم رو بگنجونه ؟! ... جز اون کسی که  خودش به زبون خودش  میگه : «حدّ همین است سخندانی و زیبایی را»؟!...


چون است حال بستان ای باد نو بهاری
کز بلبلان برآمد فریاد بی‌قراری

ای گنج نوشدارو بر خستگان گذر کن

مرهم بدست و ما را  ، مجروح می‌گذاری؟؟

 

گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت
تو در میان گل‌ها چون گل میان خاری

 

عمری دگر بباید بعد از وفات ما را
کاین عمر طی نمودیم ، اندر امیدواری

 

اول وفا نمودی ، چندان که دل ربودی

چون مهر سخت کردم ، سست آمدی به یاری....


بخصوص این بیت ، محشر کبراست :

گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت
تو در میان گل‌ها چون گل میان خاری!!


پ . ن :  دوستی با خوندن پست «حکمت شعر» از من پرسید ، شعر خوب به نظر تو چیه؟!.... به نظر من شعر جانانه و خوب یعنی همین که از «استاد سخن» خوندین!... فعلا  یاحق.

/ 4 نظر / 66 بازدید
مهرداد

سلام عزیز.. نظرت درباره ی این چیه ..بیهوده نیست که سعدی را بسیار بیشتر از حافظ دوست دارم گفته ام به تو تکلیف سعدی روشن است ..تفال زدم به دیوان سعدی این اومد بخون حالشو ببر: مرا دلی است گرفتار عشق دلداری / سمن بری ، صنمی ، گلرخی ، جفاکاری/ستمگری ، شغبی ، فتنه ای ، دل آشوبی / هنروری ، عجبی ، طرفه ای ، جگر خواری / بنفشه زلفی ، نسرین بری ، سمن بویی / که ماه را بر حسنش نماند بازاری / همای فری طاووس حسن و طوطی نطق / به گاه جلوه گری چون تذرو رفتاری/دلم به غمزه ی جادو ربوده و دوری کرد / کنون بماندم بی او چو نقش دیواری / ز وصل او چو کناری طمع نمی دارم / کناره کردم و راضی شدم به دیداری / ز هر چه هست گریز هست و ناگزیر از دوست / چه چاره سازد دل گرفتاری /در اشتیاق جمالش چنان همی نالم / چو بلبلی که بماند میان گلزاری / حدیث عشق سعدی در عشق او چو بیهوده است / نزد دمی چو ندارد زبان گفتاری ..دیدی چی گفته ز هر چه هست گزیر هست و ناگزیر از دوست به امید روزهای بهتر[گل]

استیان

خیلی قشنگه... اونقد که نشه با کلمه گفت...[گل]

منصور

سلام سعدی بزرگوار در زبان پارسی بدیل و نظیر ندارد اما زندگینامه ای بسیار دردناک و غم انگیز دارد مختصری از زندگی او را در صفحه اول اسمان شعر و غزل بخوانید که بمناسبت بزرگداشت این عزیز گرانمایه نگاشته ام طبع لطیف سعدی را هیچ شاعری نداشته و ندارد هر کس هم ادعا کند سعدی بدیل داردغلو نموده است روانش شاد بادا [گل]

منصور

درودی مجدد و تک بیتی جهت بزرگداشت ان عزیز سرودم که حاکی از سرگذشت تلخ اوست [گل] همت به کجا شد که ندیدند خدا را ؟ [گل] [گل] کردند قفس سعدی شیرلزی ما را [گل] جریان اسارت و بعنوان برده فروخته شدن سعدی را حتما بخوانید روانش شاد بادا[گل]