ترجمه ای در معرفی یک سریال

این مطلب که ترجمۀ  "متولد ماه دی"  دربارۀ یک سریال ِ خارجی است را ، به درخواست یک دوست بزرگوار کرمانی اینجا میگذارم :


از وقتی که بعضی از ترجمه های من ، بدون کوچکترین ذکری از اسم خودم  یا وبلاگم  ، یا  حتی  با اسم کسان ِ دیگر!؟، در وبسایت ها و وبلاگهای مختلف  درج شد ، تصمیم گرفته بودم  که دیگه به این راحتی ها ، ترجمه هایی  که احتمال ِ سوء استفاده  و نقل ِ بدون ذکر منبع  ، ازشون هست  رو ، توی وبلاگهام  و در معرض ِ دید ِ عموم نگذارم ، امّا مطلب ِ زیر، ترجمه ایه  که  حتّی اگه ازش سوء استفاده هم بشه (یعنی  مثلا ً کسی اون  رو برداره و بدون ذکر اسمی از من یا وبلاگم ، اونو  داخل سایت یا وبش بگذاره!) باز هم  ارزششو داره!؟....

چراکه  این مطلب ترجمۀ  من  از نوشته های دایرة المعارف اینترنتی ِ "ویکی پدیا" و همینطور سایتimdb در موردِ  سریال ِ تاریخی ِ بسیار زیبا و دیدنی ِ "رُم" ، به همراه  مطالب برخی لینکهای این سایتها  در مورد ِ این سریاله ، که گرچه  تا  قبل از این به فارسی ترجمه نشده  بوده ، امّا چون به بهتر و بیشتر دیده شدن ِ این سریال  خیلی کمک می کنه و به  ما  نشون می ده  که "سریال تاریخی ِ درست و حسابی ساختن!" ، یعنی چی؟! ، پس ارزش  داره  که  چنین مطلبی ، به  هر طریق ِ ممکن  توسط ِ فارسی زبانان و بویژه  هموطنان ِ ایرانیمون خونده  بشه ، حتّی اگر از  مترجم ِ این متن ها هیچ  اسمی به میون  نیاد!....

در واقع  من این سریال  رو به  حدّی دوست دارم ، و به  حدّی آرزومندم  که  روزی  این قبیل  فیلمها  و سریالها  در مورد ِ تاریخ ِ کشور ِ خودمون (بویژه تاریخ ِ ایران ِ قبل از اسلام) هم  ساخته بشه که  حاضرم برای  معرّفی یه  همچین  سریالی ، هر کاری انجام  بدم!!... و ترجمۀ  چنین متنی (که  چند ساعتی بیشتر وقتم  رو نگرفته)، واقعا ً حدّاقل  کاریه  که من میتونستم  برای آشنا کردن ِ هرچه بیشتر هموطنان و همزبانانم با  این قبیل سریالها  و  بالاتر بردن  سلیقۀ   فیلمی  و سریالی اونها انجام  بدم.

به  هر حال  امیدوارم  هرکس به خودش زحمت داد و  این ترجمۀ ناقابل  رو خوند، توجهش  به سریال "رُم"  جلب بشه و اگه تا به حال اونو ندیده  برای گیرآوردن ِ دی وی دی هاش [که این روزا  ، توی بساط ِ هر سریال فروش و هر فیلم بازی براحتی  و با قیمت ارزون پیدا می شه!] و تماشا کردن هر دو فصل ِ این سریال ،  تحریک بشه و اگه هم سریالو  دیده ، این بار، ضمن خوندن ِ نوشتۀ من ،  با دید ِ بهتر و اطلاعات ِ دقیقتری به تماشای اون بشینه  ، تا  ازش لذت ِ بیشتری ببره ....

البته من علاوه بر این ترجمه ، مطلب دیگری هم دربارۀ مسائل تاریخی  طرح شده  در سریال  و بویژه  ربط ِ اونچه  در این سریال  پیرامون تاریخ روم باستان بیان می شه ، با تاریخ ِ ایران باستان (بویژه  تاریخ دورۀ اشکانی) ، در ذهن دارم  که اگه  عمری باقی باشه  در پستهای بعدی همین وبلاگ ، اون مطلب رو هم  خواهم گذاشت. ضمن ِ اینکه  در حال حاضر، و در فرصتهایی که  برام  پیش میاد ، دارم  خلاصۀ اپیزودهای 22 گانۀ  این سریال ، که  در سایتهای انگلیسی "ویکی" و "imdb" ، به صورت ِ جداگانه و متفاوت مورد ِ اشاره قرار گرفتن رو هم ،  ترجمه می کنم ، که اگه  خدا بخواد ، متن این ترجمه ها (جمعا ً44 متن) رو هم در یک پست جداگانه ، توی همین وبلاگم  تقدیم  شما عزیزان خواهم  کرد .

ابتدا  و قبل از همۀ  مواردی که در بالا  وعده شونو دادم ،خواهش می کنم که به ترجمۀ مطالب صفحۀ اصلی "ویکی" در مورد ِ این سریال توجه فرمائید . برای  دیدن  متن انگلیسی این نوشته  اینجا  رو ببینین  و اگه  متوجه اشکالاتی در ترجمۀ من شدید ، حتما ً در  کامنتها  ، اون اشکالات  رو برام بنویسین.

لازم به اشاره است که  برای نزدیکتر شدن ِ هرچه بیشتر ِ خوانندگان  این متن به حال و هوای ِ سریال "رُم" ، موسیقی اصلی تیتراژ این فیلم ، که  بسیار زیبا و مرموز و مسحورکننده است (و از اون آهنگهاییه  که  هرچه بیشتر گوشش کنی ، بیشتر اسیرش میشی!؟) و توسط ِ آهنگساز مشهور "جف بیل" ساخته شده  رو، موقتا ً و تا وقتی که پُستهای مربوط  به سریال و تاریخ "رُم"  رو ، اینجا  میذارم ، در قسمت ِ بالا و سمت راست وبلاگم  قرار دادم.
خواهش می کنم که برای گوش دادن بهش  ، اجازه بدین که  صفحه کاملا ً لود بشه و بعد دکمۀ play  رو، برای  هر بار شنیدن ِ این آهنگ ِ باشکوه ، کلیک کنید.
گرچه  همانجا  امکان دانلود  این آهنگ هم وجود داره ، امّا برای دانلود ِ سایر قطعات ِ  شنیدنی موزیک متن و همینطور  گوش دادن ِ آنلاین به این قطعات ، میتونین به  اینجا  هم  سر بزنین.

پیشاپیش از همۀ دوستانی که این متن رو میخونن و نظر میدن و همینطور از اونها  که موقع استفاده از این ترجمه در وبسایتها و وبلاگهاشون (مثلا ً به منظور ِ معرفی ِ قبل از فروش ِ سریال) اسم مترجم  یا وبلاگ "متولد ماه دی" رو هم از قلم نمیندازن ، ممنونم!

سریال تلویزیونی "رُم"
از دایرة المعارف اینترنتی ِ آزاد ِ ویکی

"رم" نام یک درام تاریخی آمریکایی انگلیسی ایتالیایی است که به صورت ِ یک سریال  یا مجموعۀ تلویزیونی [بسیار دیدنی] ، توسط "برونو هلر" Bruno Heller ، "جان میلیوس" John Milius، و "ویلیام جی مک دونالد"William J. MacDonald تولید شده است. فصل اول این سریال ، در ابتدا توسط  HBO  [یکی از بزرگترین مؤسسات  تولید  سریالهای تلویزیونی  در امریکا ، که خود  حامی و نمایش دهندۀ  اصلی  این  سریال  بود ] در ایالات متحده امریکا  بین  28 اگوست  و 20 نوامبر 2005  نمایش داده  شد ، سپس  پخش این  سریال  در پادشاهی انگلستان ، توسط  بی بی سی  بین دوم  نوامبر 2005 و چهارم ژانویۀ  2006  صورت پذیرفت و  سرانجام  پخش  آن  در سومین  کشور  تولیدکنندۀ  آن ، یعنی  ایتالیا ، و در شبکۀ  تلویزیونی  مشهور  rãi  بین  هفدهم  مارس  2006  و 28  آوریل 2006 به طول  انجامید . همچنین  پخش ِ فصل دوم این  سریال توسط  HBO در آمریکا از چهاردهم  ژانویۀ  2007  تا 25 مارس  2007 ادامه  یافته است.

سریال "رم"  در واقع  داستان ِ  "روم باستان" ،  در دوران گذار از جمهوری به امپراتوری را    روایت  می کند ، داستانی که  از تهاجم "ژولیوس سزار" به  "سرزمین گل"  [فرانسۀ  امروزی]  آغاز  می شود و  به مرگ ِ " مارک آنتونی"  و ظهور و شکل گیری  اولین "امپراتور آگوستوس"   ختم  می گردد . این  سریال  با  دنبال کردن  زندگی  دو شخصیت اصلی ، یعنی  دو  سرباز رومی ،  یعنی "لوسیوس  وُرنیوس"  Vorenus و "تایتیس پولو"  Pullo ،  که  زندگی آنها  با  حوادث  کلیدی  داستان  در هم  تنیده  است ، به  پیش می رود و شکل  می گیرد.

این  سریال  موفقیت های  فراوانی  را  در نظرسنجی های  مختلف  برای HBO و بی بی سی  به  همراه  داشت.  رسانه های زیادی از همان آغاز پخش  سریال "رُم" نسبت  به  نمایش  آن   توجّه  خاصّ  نشان  دادند ، و  هر دو فصل  این  سریال  ، مفتخر  به  نامزدی  جوایز متعدد  و دریافت  بسیاری از این  جوایز افتخارآمیز شدند .  در دسامبر 2008  یکی از تهیه کنندگان ِ اصلی ِ این سریال ، یعنی "برونو هیلر"  اظهار داشت که  فیلمبرداری سریال " رم"  در حال گسترش و توسعه است. این مجموعه ی تلویزیونی  در نقاط مختلفی  فیلم برداری شده بود ، اما  مهمترین لوکیشن  فیلمبرداری آن  در شهرک سینمائی یا  استودیوی "سینه سیتا"  Cinecittà  واقع در ایتالیا بود .

بررسی اجمالی داستان
این  سریال در  درجه اول  سرگذشتی تاریخی  از زندگی و مرگ ِ "ثروت"  ، "قدرت"  و  "شکوه و جلال تاریخی" است  ، که  البته  بر روی زندگی ها ، دارایی ها ،  خانواده ها  و دوستان و  آشنایان ِ  دو  مرد ِ عادی  تمرکز  می کند  :
 "لوسیوس ورنیوس"  و  "تایتوس  پولو" ،  دو  سرباز سادۀ  رومی  که  اسامی  آنها  در تاریخ  روم  باستان  نیز ، ذکر  شده است .  از جمله  در کتاب ِ "سرگذشت  سزار"  اثر : "بلو  گالیسو"Bello Gallico  . در این  سریال  افسانه سازی  اطراف  شخصیت  این  دو سرباز  رومی  به گونه ای مدیریت  شده  که  این دو اغلب شاهد  بروز  بسیاری از وقایع تاریخی ارائه شده در سریال  هستند .

فصل اول این سریال  جنگ و درگیری شهری " ژولیوس سزار" در برابر جناح  سنت گرای  محافظه کار موجود  در مجلس سنای  روم ، یا همان "آپتیماتها"(Optimates)   در سال  49 قبل از میلاد  را  به  تصویر می کشد.، تلاشهای بلندپروازانۀ   بعدی او  برای مسلط ساختن یک  دیکتاتوری مطلق بر رم ، و سقوط  اتفاقی  او ، و همچنین  وقایعی که در  عرصه ی فاصلۀ  زمانی  میان ِ پایان جنگ ِ "سزار"  با  لشگر گل ( در سال 52 پیش از میلاد یا  سال 701 تقویم یهودی)  تا  ترور خود  او  در تاریخ  15 مارس سال  44 پیش از میلاد (معروف به روز بدنامی مارس) اتفاق  می افتند ، همگی  در این  سریال  روایت می شوند . در مقابل این حوادث  تکان دهندۀ  تاریخی  ، ما همچنین  در این سریال ، نخستین  سالهای زندگی "اکتاویان" ِ جوان( Octavian ) ، را نیز می بینیم.  این "اکتاویان" [که  در فصل  نخست سریال پسربچه ی جوانی بیش نیست] ، همان کسی است که در آینده  تبدیل به اولین امپراتور روم ، "آگوستوس"  می گردد.

 فصل دوم این  سریال مهیّج تاریخی ، به جنگ قدرت  بین همان "اکتاویان" Octavian  [که در این فصل سریال به مرد جوان و برومندی تبدیل شده است]  با  "مارک آنتونی" [برجسته ترین سردار  سزار و مدعی اصلی جانشینی او] به دنبال ترور سزار ، می پردازد.  این فصل ، به  حوادث  دوره ای از تاریخ  روم باستان می پردازد  که  از مرگ سزار در سال 44 قبل از میلاد آغاز می شود و تا  پیروزی نهایی  ِ "اکتاویان" بر "مارک آنتونی" که  در جنگ "آکتیوم" Actium در  سال ِ31  قبل از میلا د  رُخ داده است ، ادامه می یابد.

بازیگران
نوشتار اصلی : فهرست شخصیت های رم

    * "کوین مک کید"Kevin McKidd  به  نقش" لوسیوس وُرینوس" Vorenus (فصل 1 و 2) -- به عنوان یک شخصیت ثابت قدم و سنت گرا  ، در قالب یک سرباز رومی [که فرماندۀ  جمعی دیگر از سربازان است] تصویر می شود ، او  فردی است که برای حفظ تعادل در اعتقادات شخصی خود، و همینطور برای انجام  وظایفش در قبال  فرماندهان مافوقش [به خصوص "مارک آنتونی" و شخص "ژولیوس سزار"] ، و نیز برای رفع  نیازهای  خانواده  و دوستانش  تلاش و تقلّا  می کند . مبنا و پایه ای که  برای این شخصیت تاریخی ، وجود دارد یک  سرباز رومی به همین نام است ، که از وی  به طور خلاصه و  گذرا در کتاب "سرگذشت ژولیوس سزار" اثر "بللو گالیکو"( Bello Gallico) یاد  شده است.
  
 * "ری استیونسون" به نقش "تایتوس پولو"Titus Pullo  (فصل 1 و 2) --  یک  شخصیت دوست داشتنی ، شادمان ، بی توجه به مقام ، در قالب یک سرباز سادۀ رومی  با اخلاق و روحیاتی که بی شباهت به دزدان دریایی  نیست! ، ترسیم  می شود. او اشتهایی سیری ناپذیر نسبت به لذّت طلبی دارد ، و  تا  زمانی که  نوعی شخصیت ِ آرمانی و یکپارچه  که  در درون  خودش مخفی شده است را  کشف می کند ،  فاقد  مسئولیت  پذیری  در اموری است که به او محوّل  می شود . برای این شخصیت نیز یک پایه و مبنای تاریخی وجود  دارد که  از کتاب "سرگذشت ژولیوس سزار" نوشتۀ : "بللو گالیکو" Bello Gallico  گرفته شده است.
 
 * "سیران هیندز" Ciarán Hinds به  نقش ژولیوس سزار ( حضور کامل درفصل اصلی 1 ، و تکرار برخی از این صحنه ها در فصل 2)  این شخصیت یک همتای قوی ، از زندگی حقیقی "سزار"  را  دربرمی گیرد که همچون خود او،  بی پروا و  بلند پرواز است.   هدف و انگیزه ی او ، اغلب  مبهم نگه داشته می شود  تا بر پیچیدگی  داستان  افزوده  شود  و  آزمونی  برای سنجش  میزان  صداقت و وفاداری دیگر شخصیت ها  باشد. او خودش را به عنوان یک اصلاح طلب  معرفی می کند که  طرفدار منافع و مصالح  عموم  مردم  حتی  طبقات  پائین است گرچه  خود او یک  نجیب زاده  به حساب می آید . او همچنین  نسبت به دشمنانی که  او و سپاهیانش  را مورد ضرب و شتم و حمله  قرار می دهند ، مهربان است ، طوریکه واقعا  از مرگ این دشمنان مضطرب و افسرده می شود و  نسبت به برقراری صلح و آشتی  با آنها  تمایل دارد، در حالیکه  اگر به جایی او فردی با کینه جویی  بیشتر می بود ، می توانست به سادگی آنها را به قتل برساند.



 * "کنت کرانهام" Kenneth Cranham  ، به  نقش "پومپه ای ماگنوس" (فصل 1) --  یک  ژنرال افسانه ای  ، که  روزهای شکوه و اوج اولیۀ خود را سپری کرده است . او  سعی می کند تا افتخارات ِ جوانی خویش را  پس بگیرد  و همچنین  در تلاش است  آنچه را که  حقوق جمهوری می داند احقاق کند. "ژنیوس پومپیوس ماگنوس" واقعی در تاریخ  یک ژنرال و سیاستمدار رومی است که  به همان اندازۀ "سزار"  جاه طلب بود و هیچگونه  ایمان مذهبی نداشت! ، او در مخالفت  با "سزار" مسیر متحد شدن  با "اُپتیماتها" [سناتورهای سنّت گرا و محافظه کار سنای روم  که در مقابل "ژولیوس سزار" قدعلم کردند] ، را  برگزید و  به حمایت از جمهوری سنّتی رُم  پرداخت.[او تصمیم گرفت برای مقابله  با "سزار"  با "اُپتیماتها" متحد شود و از جمهوری سنتی رُم پشتیبانی کند.]
  
* "پولی واکر"Polly Walker  به نقش "اتیای جولی" (اتیا) Atia of the Julii   (فصل 1 و 2) -- خواهرزادۀ  "ژولیوس سزار" ، و مادر "اُکتاویان" Octavian (امپراطور  آگوستوس بعدی) و "اُکتاویا" Octavia. او در این مجموعه  به صورت زنی سرحال و بشّاش و فوق العاده فتنه گر و فرصت طلب و مداخله گر به تصویر کشیده شده است. ارتباطات ِ خانوادگی او  و جذابیت های  جنسی اش باعث تماس او با برخی از افراد قدرتمند در رم  شده  و  از او  چهره ای بسیار با نفوذ در جامعه روم ساخته است ."اتیا" Atia  شخصیتی است که برپایۀ   بسیار ضعیف و سُستی از شکل تاریخی ِ یک شخصیت واقعی بنام "اتیا بالبا کائزونیا" Atia Balba Caesonia بنا  شده است. در مورد این شخصیت در تاریخ واقعی رُم جزئیات ِ کمی شناخته شده است. "جاناتان  استامپ"Jonathan Stamp ، مشاور در امور تاریخ رُم باستان، شکل ِ تاریخی "کلودیا" Clodia  را به عنوان مبنای اولیه برای شخصیت Atia  قرار  داده است.

* "جیمز پورفوی" James Purefoy به نقش "مارک آنتونی" (فصل 1 و 2) -- ژنرال  و سیاستمدار رومی  و از حامیان نزدیک ِ  "ژولیوس سزار" در فصل 1. در فصل 2 او برای رسیدن به  قدرت در جمهوری روم ،  در برابر ِ "اُکتاوین" Octavian  می جنگد و  در نهایت  ضمن  شکست ، جانش  را  نیز از دست می دهد.
 
 * "توبیاس منزیس"Tobias Menzies  به  نقش  "مارکوس  ژونیوس بروتوس" Junius Brutus (فصل 1 و 2) -- این شخصیت به صورت ِ مرد جوانی  توصیف  می شود که  بر سر دوراهی انتخاب  میان ِ آنچه که او  حقیقت  می پندارد  از یک سو و  عشق  و  وفاداریش  نسبت به مردی که  همانند  پدر او بوده است [یعنی سزار] ، از سوی  دیگر ، مُردّد  مانده است و تحت ِ فشار قرار دارد. "مارکوس ژونیوس بروتوس" واقعی  در تاریخ رُم ، معروف ترین تروریستها ، در واقعۀ  ترور ِ  "ژولیوس سزار"  محسوب می شود ،  و یکی از شخصیت های کلیدی است که  در جنگهای داخلی  که به دنبال ِ این  ترور درگرفتند ،  صاحب نقش است .
 
 * "لیندسی دانکن" Lindsay Duncan  به  نقش "سرویلیا"ی "جونی" Servilia of the Junii (فصل 1 و 2) --  این  زن ،مادر ِ "مارکوس  جونیوس بروتوس" است ، معشوقۀ  ژولیوس سزاری که  با زن دیگری ازدواج کرده ، به شمار می آید  و دشمن  خونی "اتیا"ی "جولی" است.  "سرویلیا"  به صورت  کدبانوی ِ رومی ِ بافرهنگ و فرهیخته  و چشم و گوش باز  با زندگی ای شاهانه  ترسیم می شود ، که در تصمیم گیریهایش از قلبش پیروی  می کند و در عشق [توسط سزار] به وی خیانت شده و او  را  تشنه برای انتقام ساخته است. او به آرامی تبدیل  به  موجود  بی رحمی می شود، که  همین  بی رحمی  عاقبت او را  به نابودی  می کشاند.  "سرویلیا" Servilia  نیز،  بر اساس  برداشتی  مختصر از  تاریخ  واقعی  و شخصیت ِ تاریخی  ِ "سرویلیا کائپیونیس" Servilia Caepionis ،  که مادرِ "مارکوس ژونیوس بروتوس" ، و عاشق معروف ژولیوس سزار  بوده ، شکل گرفته است .
  

* "ایندیرا  وارما" Indira Varma  به  نقش "نایوبی"  Niobe ( حضور در فصل 1 اصلی ،  در فصل2 مروری بر حضور او در فصل 1) -- او  یک  زن ِ زیباست   که در خدمت ِ خانواده اش است . "نایوبی"  زنی  مغرور  از طبقۀ  عوام  است که  از طایفه ی بزرگی  می آید. پس از ازدواج  با "لوسیوس وُرینوس" و زائیدن ِ دو دختر برای وی  ، هنگامی که "لوسیوس وُرینوس" [برای مدت طولانی حدود هشت سال]  به جنگ می رود و از او خبری نمی شود ، "نایوبی"  به  صورت یک مادر مجرد ، عمل می کند!
  

* "مکث پیرکیز"Max Pirkis  (فصل 1 و اوایل 2) و "سیمون وودز"Simon Woods  (فصل 2) ،  به  نقش  "گایوس اکتیوین" Gaius Octavian  -- "اکتاوین"  به صورت  یک مرد جوان ِ زیرک ،  تا حدودی سرد ،  با درکی  درست از جهان ، مردم ، فلسفه و سیاست ، ترسیم می شود . درکی  که فراتر از  سن ّ و سال  اوست .  مبنا و پایه ی تاریخی  برای این شخصیت، اوایل زندگی " آگوستوس" می باشد که اولین امپراتور روم بوده است .
  

* "نیکولاس وودسون" Nicholas Woodeson به  نقش "پوسکا" Posca (فصل 1 و 2) --  بردۀ "ژولیوس سزار" ،  که در عین حال ، دوست و  دستیار ِ اردوگاهی او ، و همچنین  رازدارِ او ، در اکثر موارد ِ شخصی و حرفه ای محسوب می شود. او را  به ندرت  هم اعتبار  با  یک برده  دریافت خواهید کرد ،  اما به نظر می رسد که بسیاری از راه حل های ساده تر و ظریفتر برای مشکلاتِ "سزار" در واقع  از ذهن ِ "پوسکا"  سرچشمه گرفته است. در آغاز فصل دوّم  "پوسکا" ، بر طبق وصیتنامۀ  "سزار"  آزاد شده  است و دستمزد و مقرری هم دریافت می کند. او در قسمت های بعدی از فصل دوم ، حمایت خود را  پشت ِ سر ِ "مارک آنتونی" متمرکز می نماید ، امّا  بعدترها  پناهندگی استراتژیکی به سمت "اکتاویان" پیدا  می کند.
  
*  "کری کاندون" Kerry Condon  به  نقش "اکتاویا"ی "جولی" Octavia of the Julii  (فصل 1 و 2) -- شخصیتی  براساس ِ  کدبانوی رومی ، "اکتاویا تورینا"ی کوچک (Octavia Thurina) ، خواهرِ "آگوستوس"، امپراتور روم است که  در یکی از قدرتمند ترین خانواده های رُم بدنیا آمده  است. "اکتاویا" تنها دختر و فرزند بزرگتر ِ "اتیای جولی" ، خواهرزادۀ  "گایوس ژولیوس سزار" می باشد.

 * "ریک واردن" Rick Warden   ، به نقش ِ "کوئینتوس پومپه ای" Quintus Pompey  (فصل 1 و 2) -- پسر پومپه ای.  پایه ی این شخصیت  در تاریخ  نامشخص است.  یعنی هیچ اشارۀ  تاریخی  به  "کوئینتوس والریوس پومپه ای" Quintus Valerius Pompey ، در تاریخ  واقعی وجود ندارد ، اما ممکن است این  شخصیت  برای نشان دادن هر دو پسر تاریخی پومپه ای ، یعنی "سکستوس پومپیوس" 'sextus Pompeius  و "ژنایوس پومپیوس" Gnaeus Pompeius. ، ارائه شده باشد.
 
 * "کارل جانسون"Karl Johnson  به نقش ِ "پورسیوس کاتو" Porcius Cato (فصل 1) --  یک  سنت گرا و محافظه کار ِافراطی  ، در برابر فروپاشی سیاسی و اجتماعی ، و یک  مدافع ِ  سرسخت جمهوری روم. "کاتو"ی واقعی در تاریخ (Cato the Younger)  سخنور و نویسنده  و سیاستمدار رومی  بوده است.
 

 * " دیوید بامبر" David Bamber به  نقش "مارکوس تولیوس سیسرو"Marcus Tullius Cicero  (فصل 1 و 2) --  یک سیاستمدار ِ  میانه رو  و سکولار  ،  که با تلاش برای نجات جمهوری ِ سنتی رُم  از  دست ِ جاه طلبی های شخصیت های مختلف ،  به چالش کشیده شده است.  "سیسرو"ی واقعی ((Cicero  سیاستمدار ، نویسنده و سخنران رومی  است.
 

 * "لی بُردمن" Lee Boardman  به  نقش "تایمون" Timon (فصل 1 و 2) -- یک رومی ِ  یهودی مذهب ،  که  به صورت  یک شمشیربه مُزد ، به تصویر کشیده شده  که  برای "اتیا"ی "جولی"  از یک  محافظ  شخصی  گرفته  تا یک آدمکش حرفه ای ، ایفای  نقش می کند . شمشیر به مُزدی  که البته بسیار مایل است که در ازای خدماتش به "اتیا"  به جای سکّه ، بدن ِ او را  دریافت کند!

تولید

ظهور یا  توسعه :
تولید این سریال  بعد از اینکه  "ویلیام.جی.مک دونالد"  و "جان میلیوس" ، ایده  یا طرح اولیّۀ آن را بعنوان ِ یک سریال کوچک (مینی سریال)  به  HBO  ارائه کردند ، آغاز شد . HBO  بعد از خواندن ِ سه  نسخۀ  دستنویس  فیلمنامه  که  هرکدام  خاص ّ یک قسمت یک ساعته  از سریال  بود ، یک نویسنده  به  نویسندگان قبلی  اضافه کرد. این شبکه  از آن طرح اولیه  مجموعه ای کامل و تکامل یافته پدیدآورد . [1]   در سال 2002 ، HBO و بی بی سی موافقت کردند تا با همکاری یکدیگر  تولید مشترک ِ  سریال ِ جدیدی  را  آغاز کنند که  مبنای آن بر اساس رویدادهای " انقلاب  روم" بود .  در نهایت  ، دو شبکه متعهد  گردیدند  که  یک بودجۀ  صد  تا صد و ده میلیون دلاری( $ 100-110 )   ، یا  62/7 میلیون یوروئی ، به تولید  دوازده قسمت  ِ یک  ساعتی  از این سریال  اختصاص دهند. سهم ِ  HBO  از این  مشارکت 85 میلیون دلار ، و  سهم ِ مشارکت ِ  بی بی سی 15 میلیون دلار بود. [2]  بی بی سی با کمک £ 800،000 پوندی  به هر قسمت از  سریال رم در فصل اول آن سهم ِ خود را  پرداخته  است. [3]  آخرین  همکاری و تشریک مساعی  عمده  میان ِ این دو شبکه ، پیش از همکاریشان در سریال رم ، در زمینۀ سریال ِ [بزرگ و بسیار دیدنی] "گروه  برادران" Band of Brothers بود ، سریالی  که جوایز "امی"  متعدد  به  آن  اعطا  شد [و من (متولد ماه دی) به حدّی این سریال  که مربوط  به وقایع  جنگ جهانی  دوم و حضور یگان ِ هوابرد امریکائی  در این جنگ است را ، دوست دارم ، که  حتما ً روزی  در مورد آن  خواهم نوشت!] .  سریال رُم  ، بزرگترین  همکاری  مشترک  ِ شبکۀ  بی بی سی  با  یک شرکت تولید ِ فیلم آمریکائی ، در تاریخ ِ این شبکۀ [بریتانیائی] بود و  این مشارکت هنوز هم  بزرگترین  مشارکت در تمام  تاریخ بی بی سی محسوب  می شود .  همکاری  در ساخت ِ سریال عظیم "رُم" همچنین  جزو  اولین مشارکت های  HBO و بی بی سی  به شمار می آید ، در حالی که  این  دو شرکت قبلا  نیز با هم در  ساخت ِ سریالهای دیگری  کار کرده اند.  آخرین این همکاریها  مشارکت در ساخت دوسریال " گروه  برادران"  و "گردهمایی طوفان" بوده است. [4]

هنگامی که "برونو هلر" [تهیه کنندۀ اصلی سریال رم] ،  با تهیه کنندۀ اجرائی HBO ، یعنی "آن تامپولوس"Anne Thomopoulos ملاقات کرد ، درواقع قصد داشت که ایده ای  دربارۀ "سفیدپوستان طبقات پائین دست در آمریکا" ارائه کند ، که  "تامپولوس"  به وی پاسخ  داد : ای کاش ایدۀ  او ، ایده ای درمورد ِ "سفیدپوستان ِ طبقات پائین در رُم"  بود! .  "هلر" در پاسخ این حرف گفت  : " رُم باستان  را  عشق است!!.."  مدتی بعد  آنها شروع  به صحبت در مورد "عشق" مشترکشان کردند. "کلادیوس"  Claudius  یکی از سریالهای بی بی سی در مورد روم باستان بود که  در اواسط  سال 1970  ارائه  گردیده بود . ضمن انطباق  نظرات  میان  هر دو شبکۀ  HBO و بی بی سی ،  کار بر روی مجموعه ای که وقایع ِ  روم باستان  را دربر می گرفت ، آغاز شد . یک سال بعد ، وقتی "هلر" در حال  بازدید از  "لس آنجلس" بود ، او یک  نسخۀ دستنویس از سریالی را  دریافت کرد که در آینده و بعدها  به عنوان سریال رم شناخته شد . "ترانتر" Tranter از کارکنان بی بی سی  در مورد توسعه و پیشرفت روند ِ تولید سریال رم  گفته است  : « این به خوبی احساس می شد که  ما و HBO می توانیم به اتفاق همدیگر به پیشبرد این سریال کمک کنیم ، و این شرکت  مانند یک شریک طبیعی برای بی بی سی حس می شد.». [4] [5] در روز  20  آوریل 2006 ، "کارولین اشتراوس" ،  رئیس کلّ  HBO  اعلام کرد که  فصل دوم  سریال  رم را نیز  تولید  خواهند کرد . [6]

فیلمبرداری :

در  حدفاصل بین مارس 2004  و مه سال 2005 ،  سریال رم ، با همکاری و شراکت شبکۀ [ایتالیائی] "رای" rãi ، در حومه ایتالیا ، فیلمبرداری شده  و صداگذاری روی آن  در شش مرحله  در استودیو "سینه سیتا"ی رُم Cinecittà انجام شده بود ، و در دورانیی که باید آن  را  "دوران بازسازی" نامید ،  مجموعه ای  عظیم  حاوی بخش های مختلفی از "رُم باستان" ، در تعداد ِ زیادی  از استودیو ها و فضاهای باز موجود  در شهرک سینمائی "سینه سیتا" Cinecittà  ، به  طرز  بسیار استادانه ای  دوباره سازی گردید. [7]  چنین کار ِ بزرگی ، توسط  تعداد  350 نفر از  کارکنان بین المللی  این پروژه ، و بیش از 50  نفر از  کارآموزان  محلی ایتالیایی انجام  گردید.

این  محصول (سریال رُم) به عنوان یکی از گران قیمت ترین پروژه ها  در طول تاریخ ِ ساخت ِ مجموعه  های تلویزیونی محسوب می شود.  و کمکهای  مالی سخاوتمندانه ای  به این  کار صورت گرفت  تا در آن برخی  جزئیات ریز ِ قابل تشریح ، از نو خلق  گردند . جزئیات این برنامه شامل مجموعه ای از  چند ویلای  رومی ، میدانها و بازارها و دادگاه (ساختمان مجلس سنای رُم) و خیابانهایی پر جمعیت  که  معرّف مناطق ِ وسیعی از شهرستان  باستانی رم باشند ، بود. [متاسفانه] بخش قابل توجهی از این مجموعۀ عظیم ، بعدا  توسط آتش سوزی  بزرگی که  بخشی از استودیو Cinecittà را  در 10  آگوست  2007 سوزانید ، نابود گردید. [8]  طبق گفتۀ  HBO ، این آتش سوزی  وقتی شروع شد که  فیلمبرداری فصل دوم از سریال  رم به پایان رسیده بود. [9] بخشی از این مجموعه نیز در اواخر 2007 ،  جهت  استفاده  در قسمتی از فصل چهارم  سریال  ِ درام ِ طولانی  بی بی سی  و استفادۀ  خدمۀ  مصدوم  از آن تغییر یافته است . عنوان این اپیزود ِ سریال  "آتش از پومپه ای" The Fires of Pompeii  بوده است.

تفسیر  دقیق و جزء به جزء ِ دی وی دی های  فصل 1  این سریال  نشان می دهد که بسیاری از  اتفاقاتی که  در پس زمینۀ صحنه های سریال  رُخ می دهد ، به طور دقیق همان چیزی است که در سابقه ی تاریخی "رم باستان" وجود داشته و مثلا  حرفه های  مورد استفاده در زمینۀ  این سریال  همتای واقعی ِ  خود آن حرفه  در تاریخ  می باشند . یکی از نمونه ها در این مورد  صحنه ایست که  در آن بازیگری  در این  مجموعه ، کار به عنوان قصاب در خیابان های رم را  نشان داده است که این  در واقع زندگی واقعی ِ یک  قصاب در "رم باستان" است. [10]

تدوین و ویرایش:

همچنین در حرکتی  جداگانه ، بی بی سی  تصمیم به ویرایش مجدد سه قسمت نخست از فصل اوّل این مجموعه ( که هرسه  توسط "مایکل آپتد" Michael Apted کارگردانی  شده اند)، و تبدیل این سه قسمت به  دو قسمت گرفت. بی بی سی  در مورد  علت  این اقدام خویش ادعا کرد که بیشتر مخاطبان بریتانیایی این سریال نسبت به همتایان آمریکایی خود آشنایی بیشتری  با تاریخچۀ "رُم باستان" دارند و از این جهت بخشهای بسیاری  از این تاریخچه  [برای نمایش در بریتانیا] غیر ضروری به نظر می رسید. گرچه "آپتد" Apted  ادعا می کند که هدف ، تقویت و بالا بردن رتبه  در نظرسنجی ها ، از طریق افزایش و  برجسته سازی صحنه هایی از این سه قسمت بوده که در آن  رابطه جنسی و خشونت وجود داشته است . در مصاحبه ای با "تایمز"  [11]  ، از "مایکل آپتد" نقل شده است : [12]

    "من واقعا  از کار بی بی سی که  سه  قسمت اول ِ ساخته شده  توسط  من را  به دوقسمت  کاهش داد ، حالم  گرفته شد و انگار از این کار شاش بند شدم!؟  ، چراکه  انجام این کار  درواقع  برداشتن بسیاری از سیاستهای حیاتی و بخشهای ضروری  از متن سریال بود. امّا آنچه که در این مورد من را  بسیار بد خلق می کند این است که  به من گفته  شده بود  که قسمتهای بُریده شده از سریال ، قبلا   توسط بی بی سی  معرفی شده اند چراکه آنها فکر می کردند که  تماشاگران بریتانیائی ،  از قبل  دربارۀ سابقۀ تاریخی  مطرح شده  در سریال پس زمینۀ ذهنی دارند و چیزهایی درمورد آن می دانند ، اما در عمل  همۀ  آنچه اتفاق افتاد ، تا آنجا که به بیننده مربوط می شود این است که  با این حذفها سریال 'رم'  [برای تماشاگر بریتانیائی] به سختی قابل دنبال کردن است. "

"آپتد" همچنین گفت که او  تنها  براثر یک ادعای اتفاقی  موضوعی  را در مورد بخشهای حذف شده کشف کرده است  : «من دوهفتۀ قبل ، وقتیکه یکی از بازیگران سریال  به من چیزی گفت ، صرفا ً به صورت شانسی ، مطلبی را کشف کردم و آن اینکه : اگرچه نسخه ی اصلی و بریده نشدۀ  قسمتهای  نخست فصل اول سریال  در انگلستان  و توسط  تلویزیون " UKTV درام" نشان داده شده است ، و این کانال  هر شنبه  دو قسمت از این سریال را، پخش می کرده است ، امّا تنها بدین اعتبار که  برش هایی در  قسمت دوم این سریال رُخ داده ، آن را  در هر هفته یک بار نمایش داده است . این  اتفاق  همزمان با  پخش فصل دوم سریال در انگلستان ، در  شبکۀ بی بی سی دو نیز رُخ داده است.

پخش این سریال در  تلویزیون های ایتالیایی نیز، با چالش ها و اختلاف نظراتی همراه  بود. زبان قوی  و تأثیرگذار سریال ، در فرآیند  پیراسته سازی ِ ایتالیایی حذف شده بود تا صحنه های ایمن و خنثی جایگزین ِ  صحنه های جنسی صریح  و  بدتر از آن  صحنه های خشن سریال بشوند.  این "صحنه های ایمن و خنثی" ،  در طول تولید ِ سریال، به خصوص برای پخش این سریال درایتالیا  آماده شده بودند. [13]  در روز  هفتم  سپتامبر 2009  ، شبکۀ چهارم  تلویزیون "رای" rãi  نمایش نسخه اصلی سریال ، در تلویزیونهای ایتالیائی را آغاز کرد [14].

موسیقی :

"جف بیل"Jeff Beal  [سازندۀ موزیک متن بسیار زیبای این سریال] درگیری  با پروژه ای که  بعدها  به عنوان سریال "رم" شناخته شد را  پس از اتمام کار خود  در یکی دیگر از سریالهایی HBO ، تحت عنوان "کارناوال" Carnivàle  ، آغاز نمود. تهیه کنندگان سریال رم ، از "بیل" برای استماع  حرفهایشان دعوت کرده بودند ،چراکه برای انتخاب آهنگساز این مجموعه مشکل داشتند.  تهیه کنندگان ِ رم یک  بریدۀ کوتاه از قسمت هفتم سریال  را برای "بیل" فرستادند ؛  و سپس  "بیل" شروع به نوشتن  ِ  یک نسخه ی نمایشی یا تم ِ اولیه  برای موسیقی  رم  نمود .  بر طبق اظهار خود "جف بیل" : «از همان ابتدا ، چند تم  و ایده ی  کامل برای ارائه در "رُم"  از ذهنم عبور کرد» "بیل" دورۀ کار کردن با  کسانی که در ساخت سریال "رم" فعال بوده اند را ، به عنوان یک "فرایند بسیار جالب" توصیف می کند. "بیل"  زمان زیادی را برای کار  کردن بر روی موسیقی  سه قسمت اول این سریال صرف نمود.  "بیل"  اولین هفته اش را  برای نوشتن و ضبط کردن صدای اسباب و آلات موسیقی مختلفی که  در موسیقی متن استفاده می شوند ، اختصاص داد. سپس و از هفتۀ  دوم به بعد ، او  کار بر روی تولید  نُتهای موسیقی متن  و ارکستراسیون و هماهنگ و موزون  ساختن آنها  و ثبت و ضبط صداهای  دیگر سازهای زندۀ استفاده شده در موسیقی متن فیلم  را شروع  کرد.  سرنویسنده (سرپرست نویسندگان) این سریال ، یعنی"برونو هلر" از "بیل" (آهنگساز این سریال) درخواست کرد که با استفادۀ بیشتر از شیوه های سنّتی در ساخت ِ  موسیقی متن ،  به این موسیقی شور و حال و مزّۀ  بیشتری ببخشد . "هلر" همچنین  با  استفادۀ سنگین و پُرحجم از ارکستراسیون و بهره از ابزار مختلف موسیقی در این ارکستر مخالف بود. [15]

پخش سریال و انتشار دی و

/ 12 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیدعباس سیدمحمدی

سلام علیکم. عرایض بنده سفسطه نبود. نکته ای بود. عرض کردم. شما دلیلی ندارد ناراحت شوی. توجه کنید: editor در متنهای مختلف، حد اقل سه معنا دارد: 1) سردبیر (سردبیر روزنامه) 2) ویراستار (ویراستار کتاب) 3) تدوینگر (تدوینگر فیلم و سریال) خب. اگر کسی متنی را که در آن واژه ی editor بوده ترجمه کند و هنگام ترجمه ی editor بگوید «سردبیر و ویراستار و تدوینگر فرانکفورتر آلگماینه» گفته است ........ و شما به آن مترجم محترم (که پیشاپیش درباره ی سطح ترجمه ی خودش ادعاهایی کرده ــ در حالی که نیاز به ادها نیست) دوستانه تذکر بدهی که آقا (یا خانم) شما باید بگوئی «سردبیر فرانکفورتر آلگماینه» و نه «سردبیر و ویراستار و تدوینگر فرانکفورتر آلگماینه»، و او به شما بگوید لطفاً سفسطه نکن و هر هالویی این مطلب را می داند و «من خواسته ام به متن وفادار باشم»، شما واقعاً چه فکر می کنی با خودت ای آقا مجید ملک؟ بنده ویراستار و پژوهشگر هستم و یک مقدار هم ترجمه کار کردم و «هزار نکته ی ترجمه» را سعی می کنم از هر جا و به مرور یاد بگیرم. شما بهتر نبود متوجه اشتباه خود شوی؟ با احترام.

مژگان بانو

سلام دوست عزیزم با تعدادی عکس بروزم و منتظر حظور گرم شما [لبخند][گل]

سیدعباس سیدمحمدی

با سلام مجدد. همچنین بنده متوجه شدم شما کامنت من درباره ی نادرست بودن ضبط و املای کائزونیا (و این که درستش کایسونیا است) را هم حذف کرده ای. آیا آن هم سفسطه بود؟ افراد زحمت می کشند و وقت می گذارند برای شما کامنت می گذارند که شما حذف کنی کامنتها را؟ شما دوست داری مترجمی مشهور و معروف بشوی؟ باور کن من هم دوست دارم شما مترجمی مشهور و معروف و پرکار و صاحب آثار خوب باشی. اما. اما راهش این ترس و لرز شما از کامنتها و نظرات دیگران است؟ این جوری پیشرفت می کنی؟ این که تلفظ نامهای اصالتاَ لاتین را شما ندانی این که ننگ نیست. شاید فقط یک درصد مترجمان ما بدانند تلفظ نامهای اصالتاَ لاتین چه گونه است. حیف. شما صفای دل و صفای باطنت را با یک سری کارهای بد ظاهری خراب می کنی. مرا ناامید کردی.

زیتون

سلام پس ازفیلترشدن به مدیریت وبلاگ -ظاهروبلاگ- بخش تنظیمات عمومی رفتم وباتغییرعددآدرس از5به 8مطالب رابرگردندانم ولی آدرس زیتون 8شدشیرین بودکه لینک شمابرگشت وتوانستم بیایم برای دفعه بعدخوب است عدد1را2نما درآن آدرس انشاالله که دولت پلیدانجمن حجتیه نابودشود وفیلترنشویم

سیدعباس سیدمحمدی

سلام علیکم. شوخی؟ شوخی بامزه؟ کجای کامنت من شوخی بامزه بود؟ در ضمن "کایسونیا" را "کاسونیا" نوشته بوده.

بهار

سلاممممممممممممممممممممم [متفکر]

اسحق فتحی

درود بر شما من با دو نوشته ی تازه به روزم

یهـــــدا

دوست عزیز و قدیمی خوشحالم که می بینمتون گرچه وقتی که دیگه من دارم میرم. البته به وبتون سر می زنم مطالب جالبی دارید.

فارسی

با عرض ادب نویسنده ی محترم نوشته های شما به راحتی خوانده نمی شوند.شاید به سبب اینکه متن را مستقیما از ورد کژی کرده اید.بهتر بود مطلب را ابتدا از ورد به نت پد و سژس از نت پد به ادیتور وبلاگ می آوردید.البته جسارت شد.ببخشید