پرخواری من و شیخ...!...

برای آنها که شکم پرستند، ماه مبارک رمضان زیاد ماه ِ مطلوبی نیست واین افراد دائم کِی کِی می کنند که چه وقت هلال عید آشکار شود وایّامی که در آن مجبورند پرخوری را تنها میان ِافطار و سحری [از شام تا سحرگاه] انجام بدهند، به پایان برسد!؟...
غزلوارۀ طنز ِ ذیل که تضمینی است از غزل ِ زیبا و شورانگیز و آسمانی ِ "حافظ ِشیرین کلمات ِشیراز" ، زبان ِحال ِ یکی از همین شکم پرستان ِ پرخوری است که ناچار است در جامعه اسلامی، روزه بگیرد یا تظاهر به روزه داری کند!؟...این تضمین ِشکمی که در یکی از ماههای رمضان ِمصادف با دوره ی قاجاریه سروده شده است، در واقع به مصداق ِ "وصف العیش ، نصف العیش" ، توصیف گونه ایست که از شرح ِعاشقی های ِیک نفر شکم پرست ِشیفتۀ خوردن، نسبت به انواع ِ غذاها(البته  غذا های ِرایج در عهد قاجار، که کم و بیش هنوز هم در شهرهائی مثل کرمان ِما ، رایجند) ، سخن گفته است.
سرایندۀ این تضمین (که گرچه شکمی است، اما در نهایت ِذوق و صلابت و زیبائی، سروده شده است!)، زنده یاد "ادیب بیضاوی" [همشهری استاد ِارجمند ِخودمان :بهرام بیضائی] است ، که البته در حوالی ِ"آران بیدگل"، از توابع اصفهانی که نصف ِجهان است، می زیست و به شوخ طبعی و لطیف سرائی شهرت داشت و نسبت به زاهدان ِ ِریائی نفرت می ورزید. از جمله او هم مثل ِمن بدش میامد از آنان که :«چون به خلوت می روند آن کار ِدیگر می کنند»!؟....
به اتفاق تضمین ِ زیبایش را مرور می کنیم ، البته با عذرخواهی از آنان که با دهان ِروزه این شعر را که تماما ً وصف ِغذاهای رنگین است، می خوانند! :

بوی ِپُلو برآمد ، با عطر ِمُشک سارا
دل می رود زدستم،صاحبدلان خدا را

گردیده است ته دیگ، نرم از وفور ِروغن
ساقی بشارتی ده ، رندان ِ پارسا را

پُرخواری ِمن وشیخ ،از خلق بود مخفی
دردا که راز ِپنهان ، خواهد شد آشکارا

ای شیخ!،چون نشینی، پهلوی ِقاب ِبریان
با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا

از نانِ ِجو، پُلو را، من بیش دوست دارم
هرکس به قدر ِفهمش، فهمیده مدّعا را

ای خواجه وقتِ خوردن، بر صدر چون نشینی
گاهی تفقّدی کن ، درویش ِ بینوا را

رو جام ِجم رها کن ، در ظرفِ قیمه بنگر
تا بر تو عرضه دارد، احوال ِمُلک ِدارا

آن سرخ رو که نامش، حلوای ِزعفرانیست
أشهی لنا و أحلی ، مِن قُبلة ِالعِذارا

از شام تا سحرگاه، خوردیم دوغ و شربت
هات ِالصّبوح  حیّوا، یا ایّها السِکارا

"بیضائی" از خورشها، مشتاق ِقرمه سبزیست
گر تو نمی پسندی ، تغییر ده قضا را

همیشه شاد و همیشه خوش باشید ، طاعات و عباداتتان مقبول ِدرگاه ِ احدیّت ، فعلا ًیاحق.

پس از نوشتن : "ملا احمد نُراقی" در کتاب "معراج السعادة" [صفحه :235 ، فصل ِدربیان شره] ،از رسول گرامی اسلام ، حضرت محمّد(ص) نقل می کند که فرمودند :
«خداوند دشمن می دارد، عالمان ِفربه و چاق را ، زیرا که فربهی و چاقی ، دلالت بر غفلت و پرخواری می کند و[در همین ارتباط] ، لقمان ِحکیم به پسر ِخود گفت : ای فرزند! چون معده پُر شود ، قوّۀ فکر می خوابد و حکمت و دانائی لال می شود و اعضا و جوارح از عبادت و فرمانبرداری خدا ، باز می ایستد.»
اگر این روایت ِشریف را ، که مستند و متواتر هم هست ، بپذیریم ، باید قبول کنیم که علمائی همچون..........، علیرغم همۀ ادعاهایشان ، دشمنان خدا و اولیاء خداهستند!...بخصوص که براساس روایات متعدد می دانیم ائمّۀ اطهارو معصومین(س) همگی میانه هیکل و دارای اندام مناسب بوده اند و آنها نیز از علمای فربه ،بیزاری می جسته اند. 


/ 29 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یافته ها ودریافته ها

سلام ای دوست طاعات قبول بسیار جالب بود اینگونه اشعار بیشتر قرن نهم رایج بود. در ادامه مطلبتان نیز این بیت سعدی تداعی می شود: نه چندان بخور کز دهانت برآيد ....نه چندان که از ضعف جانت در آيد کرمانتان همیشه آب[گل]اد باد.

یافته ها ودریافته ها

سلام ای دوست طاعات قبول بسیار جالب بود اینگونه اشعار بیشتر قرن نهم رایج بود. در ادامه مطلبتان نیز این بیت سعدی تداعی می شود: نه چندان بخور کز دهانت برآيد ....نه چندان که از ضعف جانت در آيد کرمانتان همیشه آب[گل]اد باد.

محمدرضا مینوسپهر

پُرخواری ِمن وشیخ ،از خلق بود مخفی دردا که راز ِپنهان ، خواهد شد آشکارا[قهقهه][قهقهه]

محمد

سلام البته ما گذاشتیم شعر شما را بعد از افطار خواندیم ! به روزم.

عرفان

سلام همشهری نمی دونم چرا حرف خوردن که می شه این شعر یادم می آد ای خدایی که گفته ای طاقم گر قبولت کنم قرومساقم خلق کرمان زگشنگی مردند تو حالا هی بگو که رزاقم یا حق

بیخودی ها

سلام دوست من ! پست جدید گذاشتین . من سیوش میکنم و میخونم و میام دوباره نظرم رو براتون میذارم .

بیخودی ها

سلام دوست عزیز ! پستتون رو خوندم . جدا از موضوع ماه رمضون و شعری که دراین مورد نقل کرده بودین . میخوام بپردازم به موضوع تهرون و خانمها و آقایونی که دراین مورد بحث پست شما بوده . دوست عزیز میشه بفرمایین وقتی که امام صادق ازتهرون و شهرزوراء به مفضل بن عمرو توضیحاتی میدن ؛ آیا فقط منظور ایشون تهرون ما بوده و هیچ جای دنیا دیگه دچار این مشکل نیست که زنهاشون لباس کفرمیپوشن و به مثابه ی مرداها میشن و مردهاشون به مثابه ی زنها و .... الان اگه کمی چشم بازکنیم به وضوح می بینیم که درهمه جای دنیا این مسئله وجود داره و بسیاربسیارهم بی اهمیته . اما چطورشده که امام صادق فقط به تهرون ما انگشت گذاشته معلوم نیست . یا شاید هم این قضیه مربوط بشه به دخل و تصرفاتی که معمولا تو احادیث و روایات ما زیاد شده و میشه . و اما درمورد دوره ای که فقها میان و سرتا پای جامعه رو با کفرشون و دنیاپرستی شون به .... میکشن عین حقیقت بود . درواقع شاید امروز ایران رو پیش بینی کرده بود حضرت امام صادق ( ع )

لحظه پایان (شیرین)

سلام در جواب اقای رضایی باید بگم شما نمی تونید با این حرفها ذهن دیگران رو خراب کنید در ضمن ما مقدس سازی نمی کنیم .هیچ انسانی کامل نیست حتی پیام اوران خداوند . ودر تورات هم از کوروش به عنوان پیامبر یاد شده به نظر شما انسانی رو که خداوند برگزیده می تونه ظالم باشه؟؟؟ پس اگر چنین باشد.... بسیاری از مردم دنیا ارزو دارند که حتی یک بار تخت جمشید و پاسارگاد را از نزدیک ببینند چون کوروش کبیر بزرگترین خدمت رو به جهانیان کرده اما شما با بی انصافی تمام در مورد اجداد خود قضاوت نادرست می کنید در حالی که خداوند از انان به نیکی یاد می کند. شما لطف کنید به 2500 سال پیش فکر نکنید و اگر اعتراضی دارید به چشم دراوردن و زبان بریدن پس چرا به جنایت های نظام مقدسسسسس اسلامی اعتراض نمی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟