نمونه ای از نبوغ شطرنج بازهای کرمانی در یکصد سال قبل!

از آنجا که سیدحسن تقی زاده در ظهیرالدوله خفته است و من در جستجوی سرگذشت ظهیرالدوله ای ها به هر منبعی سرک می کشم، چند روزی است که با خواندن نشریه کاوه مربوط به یک قرن قبل که روزنامه چاپ شده توسط تقی زاده در آلمان بوده،  مشغولم. امّا امروز موقع مطالعه نشریه کاوه، شماره ۵٧ که مربوط به روز ٢۴ اردیبهشت ماه سال ١٢٩٠ خورشیدی، یعنی تقریباً درست صد سال قبل است، به مطلب خیلی جالبی درباره یک گروه از همشهری های شطرنج باز کرمانی در یک قرن قبل برخوردم که طی آن، این کرمانی های باذوق، برای مسئلۀ شطرنجی که مجله کاوه مطرح کرده بوده است، جوابی عجیب و شگفت انگیز و در عین حال جالب و بامزه پیدا کرده اند و این پاسخ عجیب و جالب خویش را به آلمان و برای دفتر کاوه فرستاده اند.

جواب این همشهری ها به مسئلۀ شطرنجی کاوه گرچه به نثر یکصد سال قبل نوشته شده اما آن قدر ملیح و بانمک است، که ترجیح می دهم آن را بدون هیچ تغییری عیناً از کاوه صد سال قبل نقل کنم:


«جواب مسئلۀ 2 شطرنج‏ در شمارۀ 4 کاوه:

شش ماه است که این مسئله طرح شده البّته هرکس تا بحال آنرا حلّ نموده جواب نوشته و به اداره کاوه هم رسیده است و زیاده براین‏ انتظار جایز نیست.

اسامی اشخاصی که جواب این مسئله را بطور صحیح حلّ نموده‏اند و جایزۀ ادارۀ کاوه را ربوده‏اند از قرار ذیل است و من بعد اگر از کسی‏ جوابی برسد که صحیح باشد فقط اسم آن شخص را درج خواهیم نمود:

1-آقای قونسول ویلهلم لیتن قونسول دولت آلمان در لیباو(لتلاند)

2-آقای دکتر جلیل خان مؤید الحکما از ژنو(سویس)

3-آقای میرزا عبد الباقی خان رخشا از اسلامبول.

بدبختانه این سه نفر که تیرشان درست بهدف آمده هر سه نفر مقیم اروپا هستند و از خود ایران جوابهائیکه آمده تماما غلط است.


حتّی یکنفر از آگاهان رموز شطرنج در کرمان راه حلّ‏ غریبی برای این مسئلهء 2 پیدا نموده و شرح آن چنانکه از کرمان باین‏ اداره نوشته شده از اینقرار است:

«در چند شب قبل چند نفری از شطرنج بازهای معروف کرمانی در محلّی گردآمده پس از چهار ساعت‏ تبادل افکار همه متّفق القول شدند که این مسئله اصلا حلّ نمیشود و یکنفر که او را سیاستناک و وطنچی«فکوری»میدانند و از او همه‏ حساب میبرند با ذوق و شوقی بی‏نهایت اظهار داشت که حلّ مسئله را پیدا کردم همه متوجّه شدند گفت روزنامۀ کاوه خواسته است درجۀ حماقت و«خریّت»ایرانیها را بفهمد و این مسئلۀ حلّ نشدنی را طرح کرده که بفهمد آیا در ایران صاحب فکری پیدا میشود بگوید این مسئله لا ینحلّ است اکنون اینرا یادداشت کنید و پس از آنکه‏ مطلب معلوم شد بفکر من تحسین نمائید».

بعدها معلوم میشود حضّار جلسهء مزبوره چون خود را در حلّ‏ مسئلهء شطرنج وا مانده دیده ‏اند چنانکه افتد و دانی قدم بمیدان انتقاد گذارده و در صفحهء آن میدان اسب تازیها نموده و اظهاراتی ردّ و بدل‏ داشته‏اند چنانکه از آن جمله یکی گفته:«حقیقة راست است که‏ می گویند این کاوه‏ایها مرتدّ شده و بدون دلیل میگویند باید پاک فرنگی‏ مآب شد و تمدّن اروپائی قبول نموده و روضه خوانها حقّ دارند بگویند حیف کاوه که مندرجاتش اسلامی و دینی نیست و گول فرنگیها را خورده‏ و از راه دین داخل نشده میخواهد ایران آباد شود در حالتیکه مردم‏ را به بی‏دینی دعوت میکند(!).دیگری گفت الحقّ که همینطور است‏ دیدی دموکراتها از روضه‏خوانی سر قبر آقا سیّد جواد چقدر نفوذشان‏ جلو افتاده و چه اندازه مردم جمع شدند و انگلیسها حساب کار خودشانرا کرده دمشانرا روی کول گذاشته و اسباب قشون جنوبشان را حراج‏ کردند حالا کاوه‏ایها کجا هستند اینها را ببینند و دیگر از این حرفها تو روزنامه ننویسند».


در جواب عرض میشود که کاوه‏ ایها در برلن‏ در مرکز اروپا هستند و تأسّف دارند که اثبات همهء مطالب بآسانی‏ حلّ این مسئله«لا ینحلّ»شطرنج نیست ولی اگر مشت را بتوان نمونهء خروار دانست شاید ملاحظهء جواب مسئلهء شطرنج که بنظر جمعی از «اهل خبره»حلّ ناپذیر بوده جواب مسکت برای حقّانیّت سایر مطالب‏ کاوه‏ایها باشد و مدّعیان ما از این جزئی پی بکلیّت ببرند.

بدبختانه نه نگارنده را مجال و نه روزنامهء کاوه را وسعت آنست‏ که بچون و چرا بپردازیم و بهتر آنست آقایانی که جوابی فرستاده‏ و بخیال خود آنرا صحیح دانسته و پس از ملاحظهء جواب صحیح‏ مسئله که در ذیل مندرج است باز در صحّت حلّ خود اصرار دارند بآقایان ثلاثهء فوق الذّکر که جواب صحیح فرستاده ‏اند رجوع نموده‏ و این مرافعه را بین الأثنین خاتمه دهند و الاّ بیم آن میرود که در این‏ زمان که شاهان فیل‏ افکن از صفحهء هستی رخ میتابند کاوه میدان‏ بازی شاه و وزیر شده و دیگر هرچه اسب بتازد از این هنگامه گریبان‏ نتواند بدر ببرد.

جواب مسئلهء نمرهء 2 از اینقرار است:

حرکت اوّل سفید:ف هـ 7-ا 3 جواب مهرهء سیاه:پ ح 6-ح 5

حرکت دوّم سفید:و د 2-ح 6+مهرهء سیاه هر حرکتی بنماید

حرکت سوّم سفید:ف ا 3-و 8 یا و ح 6-و 6 و سیاه بهر صورت‏ مات است.

سیاه ممکن است در جواب حرکت اوّل سفید حرکتی نماید غیر از حرکت فوق یعنی‏پ ح 6-ح 5 در این صورت حرکت دوّم سفید هم بجای و د 2-ح 6+از اینقرار خواهد بود:و د 2-ب 4.

*** در اینجا لازم است گفته شود که مسائلی که در کاوه طرح میشود فقط یک راه حلّ دارد و بس باینمعنی که حرکت اوّل سفید منحصر بیک‏ حرکت مخصوصی است که تمام حلّ مسئله بسته بکشف آن حرکت است و نباید تصوّر شود که اگر کسی راه حلّی پیدا نموده که حرکت اوّل سفید.»

/ 2 نظر / 14 بازدید
بهار

[رویا]

م ه ر د ا د

ها ها ..چه باحال...بیچاره ملت که باید اون ور به قول خودت ..چسناله بخونن ...این ورا هوا خوب و آفتابی است...از میرزا قشمشم و تلنگ گرفته تا آبراهام خان صهبا و همین حسرت خوردنم به اینکه داری مثل استاد افشار لای کتابا و مجله هات "نبش قبر می کنی" ...این صفت "نبش قبر کردن" رُ جلال تو یه سفری به استاد افشار زده..البته واقعا بهترین کار و لذیذ ترین کار هست اصلا فک نکنم چیزی لذیذ تر از این باشه تو داری نوشته های علامه تقی زاده رُ اونم تو مجله کاوه می خونی ...وایییییییی ...هوای گریه دارم...از بس که خوندن این چیزها رُ دوست داشتم و دلم می خواست که باز شیرجه بزنم وسط کتاب خوندن ..و خرکی کتاب بخونم..به هر حال این مطلب شطرنجی بسیار جالب بود...دیروز تیمای لیگ برتری کرمون شدن دو تا..مس سر چشمه هم اومد تو لیگ برتر...تبریک...دیگه همین..خدا کنه آب و هوای اون وبت که توش بیشتر می نویسی هم مثه اینجا باشه...به امید روزهای بهتر[گل]