تا ظن نبری که ما به خود لرزیدیم!....

این شعر که داریوش هم در ترانۀ « سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی » خونده، گویا در اصل شعر زنده یاد میرزا آقا خان کرمانی، همشهری آزادۀ ماست ... یعنی همان کرمانی دلاور، که در کنار دیگر آزادمرد کرمان، زنده یاد شیخ احمد روحی، در راه آزادی و اعتلای ایران، سر داد....یعنی سرش را بُریدند:

«....دو ساعت از شب گذشته، در باغ محمّدعلی میرزا، آنها را یکی یکی آوردند و زیر درخت نسترن، سر بُریدند و خودِ محمدعلی شاه در بالاخانه نشسته بود و تماشا می کرد...» [باستانی پاریزی، شاهنامه آخرش خوش است]

و الحقّ هم که این شعر او، چه وصف الحال اوست...در  اینجا چند بیت افزون بر اون چیزی که داریوش خونده رو می نویسم:

سیصد گل سرخ و یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده می ترسانی؟!...


ابروی کشیده تو را سنجیدیم!
شمشیر نشان دادی و برقش دیدیم!!


تا ظن نبری که ما به خود لرزیدیم:


گر ما ز سر بریده می ترسیدیم
در کوچه عاشقان نمی گردیدیم
در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم.....بامن حرف نزن

/ 7 نظر / 36 بازدید
mahdi

وبلاگ بسیار خوبی داری موفق باشی بیا وبلاگ من و کلی اس ام اس بخون اگه خواستی منو با(جک و لطیفه و اس ام اس) لینک کن بعد بیا وبلاگ من و در قسمت "ارسال لینک" وبلاگتو ارسال کن

محبوبه معافی

سلام ار دیدن این همه مطالب خوب درباره کرمان شگفت زده شدم . من دانشجوی کارگردانی هستم و کرمانی ! پایان نامه ام دریاره رفتارهای امروز مردم کرمانه و پیدا کردن ریشه ها . خواستم ببینم شما در این مورد نظرتون چبه ؟ لطف کنید و در وبلاگ یا از طریق میل نظرتون رو به من انتقال بدین . ممنون

کورش(هزاره های فراموش شده)

درود دوست گلم غروب غمت راب هر قیمتی خریدارم چون طلوع شادیهایت راازدرون دل آرزومندم من براي صلح كوشيدم:كورش بزرگ* دوست گلم چهارم بهمن روزتاجگذاری کورش بزرگ را پیشاپیش شادباش گویم با نگاشته ای درهمین مورد ب روزم وامیددارم که بی وفائی نکرده وهم چون گذشته آمده ومن راشادو خرسند نمود با دیدگاه خوددراین ضمینه. درپایان خواهشن دیدگاه خودراب طورعمومی بیان نموده تا دیگر دوستان هم بهرمند شوند.باسپاس پاینده با ایران وجاوید نام ویادکورش بزرگ وبانو ماندانا. بدرودتادیگر درودی ب گرمای خورشید. کورش فرزند ایران زمین

مهرنوش

بعد از این که جناب محمد ملکی این شعر را خوانده بودند, علاقمند شدم که بدانم شاعر کیست. الان در وبلاگ شما پاسخ را پیدا کردم. خیلی از شما ممنونم

حمید

گل نسرانی درسته نه نصرانی...از گل نسرین میاد...

حميد

از اخر اين شعرو كي خونده مرزا اقا خان كرماني يا محمد ملكي؟؟؟ تازه شعر تغييراي زيادي داره تو اهنگ اقاي داريوش حتي اين بيت ك ميگه: تو شمشير خود را كشيدي و ما از برق ان نترسيديم ما گر ز سر بريده ميترسيديم در كوچه ي عاشقان نميرقصيديم حذف شده و مصرع دوم شده در محفل عاشقان نميرقصيديم حتي ي جا نوشته شده بود ك اقا ميرزا بعد از سرودن اين شعر توسط اقا محمد خان قاجار كشته شده است